1

سهم من از با تو بودن

تنهایی است


2

تیغ ِ حسرت
برای ِ ریش ِ تنهایی ست


3

چشم به هر سایه
می دوزم
که برگشته ای


4

سکوت
نبود صدا نیست
همهمه ی
دلهره ست


5

درخت 
به انتظار
چنین پا برجاست؟


6

صدای تو
صدای پیانو


7

داستان سنگ و شیشه 
بسیار تکراری است
پس چرا تکرار می شود؟


8

برای پریدن
پر لازم نیست
شوق پرواز باید


9

آنقدر دوستت داشتم
که همه
مرا به نام تو صدا می کردند


10

من مردی را می شناختم
که بوی تنش
پرواز پروانه ها بود


11

زمان 
همه چیز را از بین می برد
جز عطرت
که در این حوالی پیچیده

پدر
گوشت با من است؟


12

بهتر که نیستی
پریشانی
دیدن ندارد


13

درد تنهایی
میان جمع
حل نمی شود


14

بی تو
زنده بودن
با تو 
مردن


15

باران بودم 
و او
از نم دار بودن تنش
بیزار بود



علی بلیغی