بی بازگشت
امشب باید خواب ببینم که دوباره بازگشتی
پنجره را به عادت باز گذاشته ی
گلدان ها را آب می دهی
و میگویی خداحافظی یک دروغ فرضی است
مرا در آغوش میگیری و میگویی
مرد که گریه نمی کند
من تو را می بوییم
و
میگوییم
مرگ چه کلام پوچی است
پنجره را به عادت باز گذاشته ی
گلدان ها را آب می دهی
و میگویی خداحافظی یک دروغ فرضی است
مرا در آغوش میگیری و میگویی
مرد که گریه نمی کند
من تو را می بوییم
و
میگوییم
مرگ چه کلام پوچی است
علی بلیغی
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۰/۰۴/۰۳ ساعت توسط علی بلیغی
|