خورشید این بار از غرب طلوع کرد

و آفتاب پریدگی ماه 

در گونه هایت نمایان شد

چشمانت 

از شوق خاموش شد

پیانیست سکوت کرد

و تمام دلتنگی هایم از آغوش تو برخاست

من نشستم در انتظار تو

و صدای پای تو از سرسرای اندوه

پیچید

به راستی کدامین راه 

از تو سخن خواهد گفت؟

من به هنگام انتظار،

تمام دلتنگی هایم را در سکوت نواختم

سکوت بود و فریاد انزجار

چراغ را خاموش کن

خورشید این بار از غرب طلوع کرد


علی بلیغی

پرستو موسوی