گوش کن!

صدای خاطره است که

می پیچد در لا به لای

کوچه های ذهنم

چند مرغک دریایی 

بر فراز موج ها

و مردی که

 آواز می خواند

با آن لهجه ی دریایی اش

و باد که در میان نیزارها می رقصد...

صدای مردان دوره گرد با کلاه های حصیری

و خش خش خزیدن عقرب در میان شنزارها

می بینی؟

تلألوی آفتاب را

 بر تن اروند

 

نگاه کن!

خاطره را

که در ذهنم

موج می زند

و آسمانی گلگون

 به هنگام غروبی دل انگیز


پرستو موسوی