جهان سرد است

آسمان سرد است

زمین سرد است

اما تو گرمی

ریشه هایت از خورشید است

تو را باید که بیابم

تو را باید که ببینم

نگاه کن مرا

آسمانم یخ زده

کوچه های اینجا یخ زده

راه یخ زده

صدا کن مرا

باید که دست بر جهان برم و رگه های شادی را از آن بیرون کشم

حرف بزن با من

باید که خواب نروم

باید که دستهایت را لمس کنم

باید که در تو باشم

باید که تو باشم

این صدای سر انگشتان من است که بر در می کوبد

کسی از تو می میرد بی تو

کسی از تو جان می گیرد با تو

سرم را بر پاهایت بگذار

من به تو سخت محتاجم


پرستو موسوی